علي الجلابي الهجويري الغزنوي

21

كشف المحجوب ( فارسى )

شيئا اشدّ علىّ من العلم و متابعته كفت سى سال مجاهدت كردم بر من هيچ چيز سختر از علم و متابعت آن نيامد و در جمله قدم بر آتش نهادن بر طبع آسان‌تر از انك بر موافقت علم رفتن و بر صراط هزار بار كذشتن بر دل جاهل آسان‌تر از آن آيد كى يك مسئله از علم آموختن و اندر دوزخ خيمه زدن * نزديك فاسق دوست‌تر كى يك مسئله از علم كار بستن پس بر تو بادا علم آموختن و اندر آن كمال طلبيدن * و كمال علم بنده جهل بود بعلم خداوند عزّ اسمه بايد كى چندان بدانى * كى بدانى كى ندانى و اين آن معنى بود كه بنده جز علم بندكى نتواند دانست و بندكى حجاب اعظم است از خداوندى يكى اندرين معنى كويد شعر العجز عن درك الادراك إدراك * و الوقف فى طرق الاخيار اشراك آنك نياموزد و بر جهل مصرّ باشد مشرك بود و آنك بياموزد و اندر كمال علم خود * وى را معنى ظاهر كردد و پندار علمش برخيزد و بداند كى علم وى بجز عجز اندر علم عاقبت وى نيست كى تسميات را اندر حقّ معانى تاثيرى نباشد عجز او از دريافت علم دريافت باشد و اللّه اعلم باب الفقر بدانك درويشى را اندر راه خداوند عزّ و جلّ مرتبتى عظيم است و درويشان را خطرى بزرك كما قال اللّه تعالى لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ و نيز كفت ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ و نيز كفت تَتَجافى